دخترم 4ماهه شده +اولین سفر
سلام دلخوشی صبحهای بیدار شدنم
سلام معنای خوشبختی من
21خرداد اولین عروسی بود که حضور داشتی نوه خاله
از بس صدای موزیک بلند بود من همون لحظه نخست سالن رو ترک کردم و به اتفاق هم رفتیم تو رختکن و دیگه بقیه مراسم رو اونجا بودیم :)
عاشق بشکن شدی و اینکه با هم آهنگ گوش بدیم سرپا جلوی تلوزیون (مگه من نگفتم نباید تی وی نگاه کنی؟)
اولین سفر 23خرداد بود خیلی خوش گذشت و دختر آروم مامان فقط شیر خورد و خوابید
رفتیم سمت سنندج و آذربایجان.هوا خوشبختانه خنک بود
اما من در حسرت خرید حسابی موندم زود خسته میشدی و منم نگران بودم اذیت شی
خلاصه اینکه جشن پایان سه ماهگی رو در سفر گرفتیم و دختر قشنگم وارد 4 ماهگی شده
خدایا از بابت مهربونیات متشکرم
یه چیز جالب اینکه جای جدید میرفتیم وقتی از خواب بیدار میشدی با تعجب و نگرانی به سقف و اطراف نگاه میکردی که یعنی اینجا کجاست دیگه ؟
ولی سقف ماشین رو که میدیدی راحت دوباره میخوابیدی
تازگیا یاد گرفتی داد میزنی اینقدر خنده دار که دوس دارم دیر بیام پیشت که هی تکرارش کنی عجب مامان ماهی هستم من
عکسای جدید به زودی ضمیمه میگردد
ویرایش:
موقع شیر خوردن بهم نگاه میکنی و (اق اق) میکنی با چشمای خوشگلت و من دلم ضعف میره و فقط میگم خدایا ممنونم
تمایل چرخیدن به سمت راست داری و باید مراقب باشیم در نبود ما خودتو برعکس نکنی
وقتی دراز کش رو زمینی با کله خودتو میاری بالا هزار ماشالله به دختر باهوشم
کم کم داری با تکون خوردن روی پا لالا میکنی
همچنان عاشق لامپهای کم مصرفی 
کتابهای آموزشیت رو شروع ب کار کردیم حسابی دوسشون داری همیشه دوس داشتم شکل عکس روی کتاب شی که بنظرم هستی:

اینم بقیه عکسا:


با دیدن غریبه ها بغض میکنی یه بغض مخصوص و گریه ای سر میدی تا وقتی من یا بابا بغلت کنیم.


دخترم 4ماهه شده +اولین سفر 
