بارانباران، تا این لحظه 4 سال و 10 ماه و 29 روز سن دارد

بارانی از جنس من

انشای یک روز ابری

امروز هوا ابری است باران میبارد. دسته ای از پرندگان در میان برگ ریزان درختان پرواز می کنند شال گردنم را محکم میکنم و دستانم را در جیب پالتو سر میدهم خوشحالم که حرف مادر را گوش کردم و لباس گرم زیر مانتو پوشیدم امروز روز اول آخرین ماه پاییز است حیاط مدرسه خیس خیس شده و من نگران از دیر رسیدن به کلاس قدمهایم را بلند تر برمیدارم پشت پنجره دوستانم در انتظار آمدن من بخار شیشه را ها ها تکرار میکنند و مینویسند: باران من بارانم و امروز رویایی از روزهای آینده ام را مادر برایم مینویسد
1 آذر 1393

خاله کجایی؟(پست ویژه)

خاله زهره سلام کم سر میزنی به ما بیام موهاتو بکشم ؟ هی وسط صبحونه و نهار آب مماخم راه بیفته خوبه؟ حال تو و مامانو بگیرم یاد روزی که همو دیدیم به خیر خاله ای مهربون . همیشه دوستت داریم همیشه همیشه   ...
26 آبان 1393

شیطونک خونه

یه شیطونک بازیگوش تو خونه ی ماست که میگیم ماهی شو لباشو غنچه میکنه و ماهی میشه الکی ادای سرفه در میاره که ما بگیم وای چی شد و دوباره تکرار این بازی شیطونک بازیگوشم نبض خونه ی ما تو هستی تا منو میبینی حتما نق نق میکنی که بغلت کنم دیروز از لای در اتاق مهد نگات میکردم فرشته من آروم داشتی بند بالشت رو میخوردی چشمت به من افتاد (خاله بهار میگه همیشه نگاهت به دره که من کی میام نکن اینکارو) هی نگاه کردی هی نگاه کردم هی نگاه کردم هی نگاه کردی بعد یه هو گفتی : اِااااااا و صداهای التماس گونه که بیام پیشت. بغل گرفتن بوییدن و بوسیدنت بهترین کار دنیاست. تا من یه ربع تو آشپزخونه بودم دیدم بابا حدود 100تا عکس با یه زاویه و مضمون ازت گر...
26 آبان 1393

دنیای آدم بزرگا

پرنسس کوچک من مامان رو بخاطر لحظه هایی که خستم ببخش مامان رو ببخش اگه گاهی خوابم میاد و میخوام تو هم بخوابی مامان رو ببخش اگه به اندازه کافی لایق داشتنت نیستم اگر هر ثانیه از خدا سپاسگزاری نمیکنم که تورو دارم اگر بعضی اوقات فقط بعضی اوقات صدامو بلند میکنم اگر هربار تورو به اسم فرشته مهربون صدا نمیزنم ولی بدون که آدم بزرگا بعضی روزا دلشون میگیره حالشون زیاد خوب نیست یه خورده یادشون میره که بهترین هدیه خدا بچه هان.یه خورده ذهنشون درگیره. ولی ولی ولی بدون که مامان نفسش بسته به نفست.یک لحظه تو نباشی هیچ چیز این دنیارو نمیخوام دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
19 آبان 1393

بازی و شوخی،شخصیت شناسی

شدیدا دخترم شوخه قلقلکی و خوش خنده دست ب شیکمش بزنی غش کرده از خنده شوخی جدیدت اینه که با انگشت لای دهنت میذاری و آ آ با با میگی صدات میلرزه خوشت میاد فدای تو بامزه کوچک خیلی عاشق شعر و داستانی با دقت گوش میدی.جدیدا تلوزیون هم بیشتر نگاه میکنی عشق کوچولوم.شبکه persian toon میگن شخصیت هرکسی رو میشه از همون ماههای اول زندگیش شناخت دختر من: اجتماعی:(همیشه اولین نفری که با طرفت مخصوصا اگه بچه باشه خنده و اداهاتو شروع میکنی) کنجکاو:(همیشه هرجایی که بری حتی اگه قبلا هم اومده باشیم با نگاه پرسشگر و دقیق نگاه میکنی.به اشیا به افراد با نهایت توجه عکس العمل نشون میدی) بازیگوش:(به هیچ عنوان موقعی که خوابت نیاد و تو حال و...
14 آبان 1393

جدیداً+سفر مشهد

سلام نفس من اکسیژن جدیداً دایره کامل میچرخی خیلی جالب میباشد به هر سمتی که بخوای با کمی تمرکز میرسی ات اتی یاد گرفتی دستت رو بلند میکنی و میکوبونی تو سر اشیا یا افراد روزهای قشنگ ما تو محرم همراه بارونه لباس محرمیت رو تنت کردم اما بسیار بزرگ بود ،خودمونیم سبز خیلی بهت میاد شیطونک من وقتی غذا میخوری علامت خوش اومدنت اینه که آوازی سر میدی باهاش یکم که ازت دور باشم با اومدنم محکم لپم رو میخوری مطمئنم منظورت بوسیدنه هستی مامان یه هویی یه دفعه ای راهی مشهد شدیم با همکارای مامان و بچه های بیش از انداز شیطونشون و مامان جون که همراه ما اومد. خداروشکر سفر خوبی بود هرچند مشهد فوق العاده سرد بود سرمای خشک.زیارت رفتیم و مشهد...
11 آبان 1393

باران در باران

باران میبارد، باران حسی که همیشه منتظرش بودم رو چشیدم بیرون بارون باشه من تو ماشین تورو بغل کنم آروم خوابیده باشی تو پتو محکم بچسبی بهم نذارم سردت شه. من همین لحظه رو بارها از خدا تمنا کردم. چندروزه بارونه و من بیشتر از قبل خوشحال میشم چونکه مهربونترین و بهترین دونه بارون مال منه اینکه جورابای کوچیکت روی بخاریه اینکه صبحا واست تغذیه میذارم که توی مهد بخوری اینکه میای بین من و بابا میخوابی اینا یعنی زندگی خیلی زیباست و من عاشق تو هستم کوچولوی دوست داشتنی ماست خور شدی و من بیشتر از تو لذت میبرم.عدس و نون هم به برنامه غذاییت اضافه شده ام ام میکنی .میگیم یک دو میگی اِ .وقتی میگیم باران یک دو سه جیییییغ میزنی چرا؟ آهنگ که می...
26 مهر 1393

تازه ها

جیغ میکشی وقتی خیلی شادی.یه جیغ کوتاه و خوشایند وقتی بابا واست ادا در میاره میگه یه کل کَسمه وَ کل کَسمه(شعر کردی بود) تازگیها هم خیلی بالابین شدی اوایل فقط پایین رو نگاه میکردی.الان جوری گردنت رو کج میکنی هرچی که بالاسرت هست رو ببینی میترسم بیفتی.خیلی باحاله این کارت بچگیای مامان: یه عدد نخود اینم عکسای خانوم کوچیک ما. خدایا همه کوچولوهارو تو دستای مهربونت مراقبت کن   ...
6 مهر 1393

بارانی از جنس من

اولین پاییز زندگیت مبارک، دختر بارانی من   با پاییز عاشق شو پشت پنجره خیس برقص میون درختای نارنجی روی برگای خشک موهاتو رها کن توی دستای باد با پاییز بنواز پرواز کن برس به آسمون تو آغوش ابرای تاریک، ببار ببار بی وقفه.مامان عاشق بارونه حس پاییز هیچ جای دیگه ای نیست هیچ فصلی راستی باران ،یادت نره تو پاییز از مامان بخوای برات ژاکت ببافم واسه روزای سرد زمستونیت. عاشقتم بیشتر از پاییز ...
2 مهر 1393

شکل تازه دنیا

دخترم تا حالا فک میکردی  دنیا فقط یه شوخی کردنه که تو رو بخندونه یه بازی شیرین برای وقتای بی حوصلگیت وقتی تب کردی گلوت درد گرفت وقتی سخت شیر خوردی تازه فهمیدی که این شوخی گاهی جدی نگاهت میکنه. تو تخت کوچیکت بدخواب شده بودی و بی طاقت.من کمکت میکردم که کمتر اذیت شی اما این وقتا خودتی که مهمی خودتی که محکم باشی مامان هست اما نه همیشه تا آخرین نفسش هست اما گاهی دور.گاهی فقط خودتی و بازی جدی زندگی ازت میخوام که خوب نگاه کنی تو سخت ترین روزا از خدا کمک بخواه اون از مامان خیلی مهربونتره خیلیییییی دنیا خیلی جای عجیبیه تو خوب باش تا روزات خوب بگذره حتی وقتی دلت گرفت وقتی تنت خدای نکرده درد کرد از شکل تازه ی دنیا ...
1 مهر 1393